زندگی خانم میم

گاه نوشت و گاه ننوشت!های یک زن،همسر،مادر

همرنگ جماعت!

من همیشه مخالف این جمله بودم :"خواهی نشوی رسوا,همرنگ جماعت شو".قهر

ولی زندگی من الان تو مسیری افتاده که دارم همین کارومیکنم .نه اینکه با میل خودم باشه ,این خواست اونه.

شاید اجباره ,شاید تلاش منه برای حفظ آرامش,شایدم واقعا "بدست آوردن دل"آدمای دوروبرمه!

جایی از کسی خوشت نمیاد اما بخاطر احترام به سایرین و اینکه اون فرد مورد علاقه اوناس باید باهاش خوب برخورد کنی,آیا این درسته؟مگه نه اینه که من نظراتو عقاید و سلایق خودمو دارم ؟ چراباید بخاطر خوشایند دیگران جور دیگه ای رفتار کنم؟متفکر

پ.ن : با یک روز تاخیر تولد سهراب سپهری شاعر سبز* و نقاش رنگها* رو به همه شما دوستای عزیزم تبریک میگم.هورالینک  دکلمه شعر زیبای "صدای پای آب" رو که زنده یاد خسرو شکیبایی اجرا کردن در ادامه مطلب میذارم.

*:"مرگ رنگ" و "حجم سبز" دو مورد از آثار سهراب هستند.


http://www.sohrabsepehri.org/article54.html

  
نویسنده : میم ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۱
تگ ها : ایدئوگرافی