زندگی خانم میم

گاه نوشت و گاه ننوشت!های یک زن،همسر،مادر

یکی از قشنگترین روزای خدا

باورم نمیشه که به این سرعت گذشت....گذشت اون روزهایی که  ترس و دلهره از "نه"شنیدن بابا اشک جفتمونو درمیاورد و معمولا همیشه تو بودی که با ایمانی مثال زدنی  میگفتی "اشکالی نداره...بازم صبرمیکنیم.مهم خود تویی که کنارمی"...تا اینکه بالاخره 2سال پیش تو همچین روزی تونستی "بله" بابارو هم علاوه بر "بعـــــــــــــله" عروس خانوم بگیری قلب.

مبارک باشه....روز اثبات دوست داشتنمون بعدازاونهمه سختی....

  
نویسنده : میم ; ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ۱۳٩٢
تگ ها : من و تو