زندگی خانم میم

گاه نوشت و گاه ننوشت!های یک زن،همسر،مادر

تو به معجزه اعتقاد داری؟

حس خیلی خوبیه که یه جاهایی از زندگیت که حس میکنی کارایی که انجام میدی بی نتیجه س یهو یه ورق برمیگرده و درخت تلاشت به بار میشینه .هورا

یه جایی به یه آدم بی احساس محبت میکنی و  هرقدر سعی میکنی اون بازم همونطورسرده و سخته و دیگه کم کم ناامید میشی که تو اوج ناباوری یه تلفن یا اس ام اس کوچیک ازش همه محاسبات ذهنیتوبهم میریزه.

یا وقتی تو دوران تحصیل سعی میکنی یه مبحث سختویادبگیری اما هرقدربیشترتلاش میکنی بنظرت قیافه ت احمقترمیشه و فکر میکنی هیچی یادنمیگیری.امایهوتوامتحان بهترین نمره رو تومیگیری.

یاوقتی بایه مریضی دستو پنجه نرم میکنیو تمام هدفت اینه که ازوجودت بیرون بریزیش ولی بنظرت بهبودی رخ نمیده و کم کم اشهدتو میخونی که یه دفعه روند بهبودیت جون میگیره.

یاوقتی خیلی سفتوسخت رژیم میگیریو بعد ازاینکه خودتوازکلی لذتای خوشمزه مادیو دنیاییزبانمحروم کردیو منتظری که  وقتی میخوای روی ترازوبایستی ,عقربه ش کمتر برقصه و به وزن ایده آلت نزدیکترشه .ولی همچنان اتفاقی نمیفته و توکم کم تصمیم میگیری که  خودتوبه یه ضیافت شاهانه دعوت کنی که ناگهان به یه دوست برمیخوری که چندماهه توروندیده و ازت میرسه چه طورانقدلاغرشدی؟!! 

حتماشماهم از این مثالازیادتوزندگیتون داشتینودارین,اسم اینوچی باید گذاشت؟اینکه خداهمیشه هوامونوداره و تواوج ناامیدی یه معجزه رومیکنه و دوباره دنیارورنگی میبینیم؟آیامعجزه حتمابابد یه چیز خارق العاده باشه ؟

هرچی که هست,چیز خیلی خوبیهچشمک

پ.ن:اولین بارون پاییزی....



  
نویسنده : میم ; ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱