زندگی خانم میم

گاه نوشت و گاه ننوشت!های یک زن،همسر،مادر

مامان قربونت شه

آخرهفته گذشته  که مصادف باعیدقربان بود به پیشنهادوالبته اصرار"تو"به مسافرت گذشت.برای من ، بایه دخمل 6ماه سوپرشیطون تعطیلات چندان دلچسبی نبود.امابه هرحال گذشت.موضوعی که منوپای کیبورد کشوند شاهکاررمانس دخترکم بود که "تو" برام تعریف کرد .

نقل قول از"تو":

وقتی دست و صورتمو شستموبه اتاق برگشتم،دیدم دخملی گوشه پتوی تورو که بخاطرسرماروی صورتت کشیده بودی بالاداده و بااون دستای خوشگل کوچولوش نگه داشته و بامنتهای عشق بدون کوچکترین حرکتی به صورتت خیره شده...درحالیکه تو مست خواب بودی.

واقعا خوشبختی چیه مگه؟

پ.ن:جدیداتوی هرنوع مایعی که نزدیک دهنش میبرم فوت میکنه وخودش ازاین کارش کیف میکنهماچ

  
نویسنده : میم ; ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٩
تگ ها : دخترکم

سروته

مشاهده یادداشت خصوصی

  
نویسنده : میم ; ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٢
تگ ها : دخترکم ، من و تو

سفید مثل شیر!

یکی از زیباترین آواهای عالم وقتیه که صدای قلپ قلپ رضایتمند دخترک 5ماهمو موقع فرودادن نوشیدنی سفید محبوبش میشنوم.بخصوص لحظه هایی که صدای ظریف وکوچولوی دخترونه شوتوسرش میندازه و باچشمای بسته کورمال کورمال دنبال مخزن اصلی! میگرده.

جمعه 29شهریور92

21:44

  
نویسنده : میم ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۳
تگ ها : دخترکم