زندگی خانم میم

گاه نوشت و گاه ننوشت!های یک زن،همسر،مادر

بازگشت به خانه

یکشنبه هفته پیش از یه سفرده روزه برگشتم.خیلی سخت گذشت.وقتی تونباشی همیشه سخت میگذره.

هرچند تموم اون دلتنگیا با استقبال گرم تو فراموش شد،اما سخت بود...خیلی سخت.

خوشامدگویی دلنشین تو:

یه دونفره پاییزی:

 

  
نویسنده : میم ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳٠
تگ ها : من و تو

یه دل میگه برم...

دلم خیلی گرفته...ازغرور،ازتوقع بیجا،ازقدرنشناسی...ازنزدیکترین کسم نمیدونم وابستگی خوبه یابد...اینکه یه نفرخیلی واست مهم باشه،ضدش میشه اینکه واسه خودت زندگی کنی،، عقل میگه بایدواسه خودت زندگی کنیومنتظرکسی نشی،امادل،انسانیت واحساس حرف دیگه ای میزنه! ومن که چاشنی احساس خمیرمایه وجودم خیلی زیاده همیشه بین ایندوتاگیرمیکنم...   
نویسنده : میم ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٩
تگ ها :