زندگی خانم میم

گاه نوشت و گاه ننوشت!های یک زن،همسر،مادر

برف

فقط همین!

اولین برف قشنگ زمستونی و دنیا دنیا پاکی و سپیدی.

  
نویسنده : میم ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٦

اتچچچچچچوووو!

اولش یه بدن درد ساده بود.یکم غرغرو چندلیوان مایعات داغو حس بهبودی.امابعدکم کم شدت گرفت و به گلودردوالتهاب سینوس کشیده شد .

بد ماجرا اینه که درحال حاضر برای من  ممنوعیت مصرف دارو وجودداره ...

توی همه عمرم همچین سرماخوردگی ایو تجربه نکردم.خمیازه

تااینکه "تو"دست به کار میشی...و2روزتمام مهربونترین پرستارعالم میشیو جرعه جرعه عشقو به کامم سرازیر میکنی.

شایدهیچوقت به مهارت مامان نتونی ازم مراقبت کنی اما ...اما...اما...عمق احساست انقدر زیاده که خیلی زودترازاونچه بشه فکرشو کرد من ازجام بلند میشم.

"دوستت دارم"

  
نویسنده : میم ; ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢
تگ ها : من و تو